مردم خواستار اشد مجازات براي سران فتنه شدند.

در حالي كه طي چند هفته اخير، سرمايه‌گذاري سنگين سياسي- تبليغاتي از جانب رژيم صهيونيستي و رسانه‌هاي غربي براي برون رفت از دايره محاصره توسط نهضت‌هاي انقلابي در جهان اسلام، صورت گرفته بود و با فراخوان ميرحسين موسوي، كروبي، رضا پهلوي و مسعود رجوي قرار بود انقلاب عظيمي(!) در ايران رخ دهد، اين پروژه با شكست سنگيني مواجه شد.

بنا بر گزارش دريافتي از سطح شهر تهران راهپيمايي ادعايي كه قرار بود از ميدان امام حسين تا ميدان آزادي برگزار شود(!) به رغم همه تلاشي كه بي بي سي فارسي از ساعت 14 براي تحريك افراد انجام داد با بي اعتنايي و نفرت قاطبه مردم مواجه شد. در تهران جز در چند تقاطع خيابان آزادي كه گروه‌هاي چند نفره سازمان يافته (با اقداماتي نظير عاشوراي 88) تلاش براي ايجاد آشوب داشتند هيچ حركت قابل ملاحظه‌اي ايجاد نشد. خوشبختانه برخي از عناصر منافقين و ديگر گروهک‌ها که در صدد سوء استفاده از اين فضا بودند از سوي مردم دستگير و تحويل نيروي انتظامي و دستگاه‌هاي امنيتي شدند.

 مردم که از اقدام آشوبگران به خشم آمده بودند، مرتب عليه موسوي و کروبي و ساير عوامل فتنه شعار سر مي‌دادند و ميرحسين و کروبي را لعن و نفرين مي‌کردند و خواستار دستگيري، محاکمه و اشد مجازات براي سران فتنه بازيخورده دشمن بودند.

همچنين تلويزيون دولتي انگليس با قطع برنامه عادي، اعلام کرد که مي‌خواهد با يک شاهد عيني در يکي از خيابان‌هاي تهران گفت وگو و رويدادهاي تهران را از قول او بيان کند. فردي که بي بي سي او را شاهد عيني معرفي کرد بدون بيان هيچ گونه اظهار نظري، تنها عنوان کرد که توجه شما را به شعارهاي مردم تهران جلب مي‌کنم.

ثانيه‌هايي بعد صداي تهراني‌ها از تلويزيون بي بي سي به گوش رسيد که فرياد مي‌زدند «مرگ بر انگليس»، «بيبيسي حيا کن، مملکت رو رها کن» و...!

دهه فجر از نگاه مقام معظم رهبری

دهه فجر ،‌ سرآغاز طلوع اسلام،‌ خاستگاه ارزشهای اسلامی، مقطع رهایی ملت ایران و بخشی از تاریخ ماست كه گذشته را از آینده جدا ساخته است. در دهه فجر اسلام تولدی دوباره یافت و این دهه در تاریخ ایران نقطه ای تعیین كننده و بی مانند بشمارمیرود. تا قبل از انقلاب اسلامی،‌ در ایران نظام اسلامی وجودنداشت و رابطه پادشاهان با مردم رابطه ی «غالب و مغلوب» و« سلطان و رعیت » بود وپادشاهان احساس می‌كردند كه فاتحینی هستند كه بر مردم غلبه یافته اند و حضرت امام رضوان الله تعالی علیه این سلسله معیوب را قطع كردند و نقطه ی عطفی در تاریخ ایران بوجودآوردند و شمشیر اسلام مردم را علیه دشمنان اسلام،‌ مردم و استعمارگران به كار گرفتند. دهه انقلاب از رشحات اسلام است و آئینه ای است كه خورشید اسلام در او درخشید و این دهه باید با عظمت هرچه تمامتر برگزارشود. این مراسم را با هیجانهای عاطفی صحیح باید با طراوت و تازه كرد. در مذهب ما،‌ احساسات،‌ گریه و شادی، حب و بغض و عشق و نفرت جایگاه والایی دارد. از این رو جشنهای دهه فجر می بایستی همچون مراسم و اعیاد مذهبی گرامی داشته شود و مردمی باشد. باید كلیه مساجد فعال شوند و مردم با حضور در مساجد خاطره ی فراموش نشدنی حضرت امام و پیروزی انقلاب اسلامی را جشن بگیرند. صداوسیما باید فیلمها و سریالهای تلویزیونی و برنامه هایی بمناسبت دهه فجر تهیه كند كه یادآور خاطره های خوش انقلاب باشد و حضور همه جانبه ی مردم و حل شدن آنان را در دوران انقلاب نشان دهد.

یه روز یه ترک ویه رشتی ویه اصفهانی....

یه روز یه ترک ویه رشتی ویه اصفهانی....

یه روز یه ترک بود ...

اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.

شجاع بود و نترس.

در دوران استبداد که نفس کشیدن هم جرم بود ، با کمک دیگر

مبارزان ترک ، در برابر دیکتاتوری ایستاد

او برای مردم ایران ، آزادی می خواست

و در این راه ، زیست و مبارزه کرد و به تاریخ پیوست تا فرزندان این ملک ، طعم آزادی و مردمسالاری و

رهایی از استبداد را بچشند.

یه روز یه رشتی بود...

اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی.

او می توانست از سبزی جنگل های شمال و از دریای آبی اش لذت ببرد و عمری را به خوشی و آرامش

سپری کند

اما سرزمین اش را دوست داشت و مردمانش را

و برای همین در برابر ستم ایستاد

آنقدر که روزی سرش را از تنش جدا کردند.

یه روز یه اصفهانی بود...

اسمش حسین خرازی

وقتی عراقی ها به کشورش حمله کردند ، جانش را برداشت و با خودش برد دم توپ و گلوله و خمپاره.

کارش شد دفاع از مردم سرزمینش ، از ناموس شان و از دین شان.

آنقدر جنگید و جنگید تا در یکی از روزهای آن جنگ بزرگ ، خونش بر

زمین ریخت و خودش به آسمان رفت.

یه روز یه ترک و رشتی و فارس و کرد و لر و اصفهانی و عرب و...!

تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند

و به صرافت شکستن قفل دوستی ما افتادند

و از آن پس "یه روز یه ... بود" را کردند جوک تا این ملت ، به جای حماسه های اقوام این سرزمین که به

عشق همدیگر ، حتی جانشان را هم نثار کرده اند ، به "جوک ها " و "طعنه ها" و "تمسخرها" سرگرم

باشند و چه قصه غم انگیزی!.....

                                               برگرفته از وبلاگ بی پرده بگویمت

ولایت فقیه در قرآن

پرسش:  اثبات ولايت فقيه از طريق قرآن چگونه است؟

پاسخ:  ابتدا توجه به اين نكته لازم است كه گاه گمان مي شود كه تنها مدرك اسلامي بودن يك مسئله مطرح شدن آن به صورت صريح در قرآن كريم است و هر آنچه با قطع نظر از اين كه عقل و سنت نيز هر يك دليل و مدرك معتبري در كنار قرآن است و اسلام را مي توان و بلكه بايد از مجموع هر سه منبع(قرآن , سنت و عقل) شناخت به توضيح اين مسائله مي پردازيم كه قرآن كريم كه روشن گر راه هدايت است، برخي از امور را خود به طور مستقيم و بدون واسطه بيان كرده است مانند كليات بسياري از احكام و برخي از امور را به طور غير مستقيم و با واسطه پيامبران بيان كرده است ولي خودش به اين واسطه تصريح كرده است.

برگرفته از وبلاگ "قرآن شبهه دارد؟"

ادامه نوشته

چند عدد قبری که خالی است!!

علّامه طباطبایی(رحمة‌الله) می‌فرمایند:

اوایل جوانی در نجف‌اشرف بودیم، شخصی بود که به او می‌گفتند: «شیخ عبود». مردی با بصیرت بود. اغلب به قبرستان وادی السّلام سر می‌زد.

یک روز طلبه‌های جوان دور او را گرفتند و گفتند: چه خبر؟

گویا منتظر خبرهای عجیب و غریب بودند. آن مرد گفت: از این خبرهایی که شما می‌خواهید، نه، امّا خود یک خبر دارم. چند عدد از قبرها را دیدم که خالی هستند. از قبری پرسیدم: می‌گویند در قبر مار و مور و عقرب و جود دارد، ولی الآن که چیزی نیست؟ ناگاه شنیدم که قبر گفت: ای رفیق! ما که مار و مور نداریم. شما آدم‌ها خودتان مار و مور می‌آورید. این‌ها اعمال خود شماست و هرگز نمی‌توانید از اعمالتان فرار کنید.

كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ
(آري) هر كس در گرو اعمال خويش است

---------------------------

پی نوشت:

1. سوره مدّثر، آیه 21

علامه جعفری وخوشکل ترین زن دنیا!!!

از علامه جعفری می پرسند چی شد كه به این كمالات رسیدی ؟!

ایشان در جواب خاطره ای از دوران طلبگی تعریف میكنن و اظهار میكنند كه هر چه دارند از كراماتی ست كه بدنبال این امتحان الهی نصیبشان شده :

«ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم . خیلی مقید بودیم که ، در جشن ها و ایام سرور ، مجالس جشن بگیریم ، و ایام سوگواری را هم ، سوگواری می گرفتیم ، یک شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) اول شب نماز مغرب و عشا می خواندیم و یک شربتی می خوردیم آنگاه با فکاهیاتی مجلس جشن و سرور ترتیب می دادیم . یک آقایی بود به نام آقا شیخ حیدر علی اصفهانی ، که نجف آبادی بود ، معدن ذوق بود . او که ، می آمد من به الکفایه ، قطعا به وجود می آمد جلسه دست او قرار می گرفت .

آن ایام مصادف شده بود با ایام قلب الاسد (10 الی 21 مرداد ) که ما خرما پزان می گوییم نجف با 25 و یا 35 درجه خیلی گرم می شد . آنسال در اطراف نجف باتلاقی درست شده بود و پشه های بوجود آمده بود که ، عربهای بومی را اذیت می کرد ما ایرانیها هم که ، اصلا خواب و استراحت نداشتیم . آنسال آنقدر گرما زیاد بود که ، اصلا قابل تحمل نبود نکته سوم اینکه حجره من رو به شرق بود . تقریبا هم مخروبه بود . من فروردین را در آنجا بطور طبیعی مطالعه می کردم و می خوابیدم . اردیبهشت هم مقداری قابل تحمل بود ولی دیگر از خرداد امکان استفاده از حجره نبود . گرما واقعا کشنده بود ، وقتی می خواستم بروم از حجره کتاب بردارم مثل این بود که وردست نان را از داخل تنور بر می دارم ، در اقل وقت و سریع !

با این تعاریف این جشن افتاده بود به این موقع ، در بغداد و بصره و نجف ، گرما ، تلفات هم گرفته بود ، ما بعد از شب نشستیم ، شربت هم درست شد ، آقا شیخ حیدر علی اصفهانی که ، کتابی هم نوشته بنام « شناسنامه خر » آمد. مدیر مدرسه مان ، مرحوم آقا سید اسماعیل اصفهانی هم آنجا بود ، به آقا شیخ علی گفت : آقا شب نمی گذره ، حرفی داری بگو ، ایشان یک تکه کاغذ روزنامه در آورد .

عکس یک دختر بود که ، زیرش نوشته بود « اجمل بنات عصرها » « زیباترین دختر روزگار » گفت : آقایان من درباره این عکس از شما سوالی می کنم . اگر شما را مخیر کنند بین اینکه با این دختر بطور مشروع و قانونی ازدواج کنید – از همان اولین لحظه ملاقات عقد جاری شود و حتی یک لحظه هم خلاف شرع نباشد – و هزار سال هم زندگی کنید . با کمال خوشرویی و بدون غصه ، یا اینکه جمال علی (ع) را مستحبا زیارت و ملاقات کنید . کدام را انتخاب می کنید .

سوال خیلی حساب شده بود . طرف دختر حلال بود و زیارت علی (ع) هم مستحبی .

گفت آقایان واقعیت را بگویید . جا نماز آب نکشید ، عجله نکنید ، درست جواب دهید. اول کاغذ را مدیر مدرسه گرفت و نگاه کرد و خطاب به پسرش که در کنارش نشسته بود با لهجه اصفهانی گفت : سید محمد! ما یک چیزی بگوئیم نری به مادرت بگوئی ها؟

معلوم شد نظر آقا چیست؟ شاگرد اول ما نمره اش را گرفت! همه زدند زیر خنده. کاغذ را به دومی دادند. نگاهی به عکس کرد و گفت: آقا شیخ علی، اختیار داری، وقتی آقا (مدیر مدرسه) اینطور فرمودند مگر ما قدرت داریم که خلافش را بگوئیم. آقا فرمودند دیگه! خوب در هر تکه خنده راه می افتاد. نفر سوم گفت : آقا شیخ حیدر این روایت از امام علی (ع) معروف است که فرموده اند « یا حارث حمدانی من یمت یرنی » (ای حارث حمدانی هر کی بمیرد مرا ملاقات می کند) پس ما انشاالله در موقعش جمال علی (ع) را ملاقات می کنیم! باز هم همه زدند زیر خنده، خوب ذوق بودند. واقعا سوال مشکلی بود. یکی از آقایان گفت : آقا شیخ حیدر گفتی زیارت آقا مستحبی است؟ گفتی آن هم شرعی صد در صد؟ آقا شیخ حیدر گفت : بلی گفت : والله چه عرض کنم (باز هم خنده حضار )

نفر پنجم من بودم. این کاغذ را دادند دست من. دیدم که نمی توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی، گفتم : من یک لحظه دیدار علی (ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی دهم. یک وقت دیدم یک حالت خیلی عجیبی دست داد. تا آن وقت همچو حالتی ندیده بودم. شبیه به خواب و بیهوشی بلند شدم. اول شب قلب الاسد وارد حجره ام شدم، حالت غیر عادی، حجره رو به مشرق دیگر نفهمیدم، یکبار به حالتی دست یافتم. یک دفعه دیدم یک اتاق بزرگی است یک آقایی نشسته در صدر مجلس، تمام علامات و قیافه ای که شیعه و سنی درباره امام علی (ع) نوشته در این مرد موجود است. یک جوانی پیش من در سمت راستم نشسته بود. پرسیدم این آقا کیست؟ گفت : این آقا خود علی (ع) است، من سیر او را نگاه کردم. آمدم بیرون، رفتم همان جلسه، کاغذ رسیده دست نفر نهم یا دهم، رنگم پریده بود. نمی دانم شاید مرحوم شمس آبادی بود خطاب به من گفت : آقا شیخ محمد تقی شما کجا رفتید و آمدید؟ نمی خواستم ماجرا را بگویم، اگر بگم عیششون بهم می خوره، اصرار کردند و من بالاخره قضیه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خیلی منقلب شدند. خدا رحمت کند آقا سید اسماعیل ( مدیر ) را خطاب به آقا شیخ حیدر گفت : آقا دیگر از این شوخی ها نکن، ما را بد آزمایش کردی. این از خاطرات بزرگ زندگی من است».

منبع: سایت علمی دانشجویان ایران

چادرم ...چادرم...

 در جریان بمباران یكی از شهرها در زمان جنگ،یكبار،صدای انفجار وتوده ی عظیم گرد و خاك ،سیل جمعیت را به سوی خرابه ای،روانه كرد، ساعتی بعد، فریاد یكی از امدادگرها، بقیه ی نیروها را به طرف خود كشید.دست بیرون افتاده ی دختری جوان با النگوهای طلایی، نشان از حیات یك انسان در زیر آوار می داد...

همه ی امداد گرها مشغول به كار شدند ودانه دانه، آجرها وسنگ ها را پس می زدند وبالاخره پیكر خون آلود این دختر را در حالی كه بیهوش بود و12-13 سال بیشتر

نداشت، پیدا كردند...در میانه ی راه انتقال به بیمارستان،دختر به هوش آمد وبا دیدن برخی از امدادگران وخدمه ی امدادی با ناله، چند مرتبه گفت:چادرم...چادرم...

نمی دانستم چه كنم، در میان آن غوغا وآتش، چیزی نبود كه بر سرش بكشم تا آرام بگیرد....چند دقیقه بعد، مجددآ از حال رفت.

 

 

قصد داشتم بگویم كه این دختر 12-13 ساله در آن وضعیت نخواست از حجاب وچادرش جدا باشد اما بعضی از دختران به سادگی......

توصیه ی مقام معظم رهبری(حفظه الله)+ نماز در شریعت حضرت آدم(ع).

مقام معظم رهبری(روحی فداه):

برادران و خواهران! اگر به خودمان نرسيم، بدبختى است؛ روسياهى است؛ محروميت است؛ از چشم خدا افتادن است؛ از مقامات معنوى دور ماندن و از نعيم ابدى الهى، تهيدست ماندن است. پس بايد به خودمان برسيم. ماه رمضان فرصت خوبى است. كتابهاى اخلاق هم خوشبختانه در اختيار هست. لكن آن چيزى كه آدم از مجموع مى‌فهمد و آنچه مهم است، اين است كه انسان بتواند هوا و هوس خود را كنترل و مهار كند. اين، اساس قضيه است.

(۱۳۷۱/۱۲/۴)

دوستان عزیز در ماه مبارک رمضان در نماز شبتان ودر دعاهايتان بنده را فراموش نكنيدومرا از دعای خیرتان بی بهره مسازید.

بنابر روایتی، حضرت آدم علیه‏السلام نخستین کسی بود که نماز صبح را خوانده است. زمانی که از بهشت رانده شد و در زمین فرود آمد، ساعت‏های آخر روز بود. هوا روشن بود و او آرامش خاطر داشت. چون خورشید پنهان شد، شروع به ناله کرد. شب را در ظلمت و تاریکی به پایان برد. وقتی روشنی در افق نمایان شد، از خوشحالی نماز خواند و این اولین نماز بر روی زمین است.

در حدیث دیگری آمده است: وقتی آن حضرت از بهشت بیرون آمد و بر روی زمین سکونت اختیار کرد، بر اثر سرپیچی از فرمان الهی، تمام بدنش مانند قیر سیاه شد. آدم از این بلا در رنج و عذاب بود. در همین هنگام، جبرئیل بر او نازل شد و از غم و غصه او پرسید: او هم سیاهی بدن را مطرح کرد. جبرئیل از جانب خداوند دستور پنج وقت نماز را آورد و دستور داد که آدم آن را بخواند. وقتی نماز را در پنج وقتش خواند، تمام بدنش به حالت اول برگشته و از سیاهی اثری نماند.

 14.gif    

ما می توانیم،پس مي توانيم.

روزي دانشمندى آزمايش جالبى انجام داد. او يك آكواريوم ساخت و با قرار دادن يک ديوار شيشه‌اى در وسط آكواريوم آن ‌را به دو بخش تقسيم ‌کرد.
در يک بخش، ماهى بزرگى قرار داد و در بخش ديگر ماهى کوچکى که غذاى مورد علاقه ماهى بزرگتر بود.
ماهى کوچک، تنها غذاى ماهى بزرگ بود و دانشمند به او غذاى ديگرى نمى‌داد.
او براى شکار ماهى کوچک، بارها و بارها به سويش حمله برد ولى هر بار با ديوار نامرئي كه وجود داشت برخورد مى‌کرد، همان ديوار شيشه‌اى که او را از غذاى مورد علاقه‌اش جدا مى‌کرد…
پس از مدتى، ماهى بزرگ ازحمله و يورش به ماهى کوچک دست برداشت. او باور کرده بود که رفتن به آن سوى آکواريوم و شکار ماهى کوچک، امرى محال و غير ممکن است!
در پايان، دانشمند شيشه ي وسط آکواريوم را برداشت و راه ماهي بزرگ را باز گذاشت. ولى ديگر هيچگاه ماهى بزرگ به ماهى کوچک حمله نکرد و به آن‌سوى آکواريوم نيز نرفت !!!


میدانید چـــــرا ؟


ديوار شيشه‌اى ديگر وجود نداشت، اما ماهى بزرگ در ذهنش ديوارى ساخته بود که از ديوار واقعى سخت‌تر و بلند‌تر مى‌نمود و آن ديوار، ديوار بلند باور خود بود ! باوري از جنس محدودیت ! باوري به وجود دیواري بلند و غير قابل عبور ! باوري از ناتوانی خويش

  اگر ما در ميان اعتقادات و باورهاى خويش جستجو کنيم، بى‌ترديد ديوارهاى شيشه‌اى بلند و سختى را پيدا خواهيم کرد که نتيجه مشاهدات وتجربيات ماست و خيلى از آن‌ها وجود خارجى نداشته بلکه زائيده باور ما بوده و فقط در ذهن ما جاى دارند.

به افق دل منتظران، مگر چقدر تا سحر وقت مانده؟

 

 فرا رسيدن ايام فاطميه حضرت زهراي مرضيه (س) تسليت باد.

بى‏شك ما انسانهاى عصر آخرالزمانيم و در دوره‏اى به سر مى‏بريم كه همه

ايسم‏ها، امتحان خود را پس داده‏اند و همه ایسم‏ها بر ناتوانايى خود در حل

مشكلات بشر امروز اعتراف كرده‏اند. راستى،كدام راه حل است كه مدعى

شود اگر به من فرصت ابراز دهند، حلال مشكلات انسان عصر آخرالزمان

خواهم بود؟!

و آنگهى كجاى اين كره خاكى هست كه در آن عدالت به تمامى  پابرجاست و

از ظلم و ستم خبرى نيست؟!

با اين حساب و با احتساب بسيارى از نشانه‏هاى رؤيت شده ظهور، آيا وقت آن

نرسيده كه از «نباءعظيم» سخن بگوييم و همچون آقايمان بانگ برداريم

كه:«دنيا پر از ظلم و جور شده و تشنه نسيم عدالت مهدوى است.»

***

و تشنه را تنها آب، سيراب مى‏كند.ايسم‏هاى غرب و اسم‏هاى شرق جملگى

سراب از آب درآمده‏اند و كام آدمى را عطشناك‏تر كرده‏اند. گويى جهان منتظر

نوشيدن از چشمه اصلى است .از آن سرچشمه‏اى كه كام بشر را با آب زلال

معنويت و عدالت سيراب مى‏كند و...

***

به افق دل منتظران، مگر چقدر تا سحر وقت مانده؟...آرى، خبرى در راه

است. 

السلام علیک یا قائم المنتظر المهدی.

كار تو از پيش مي رود اي دليل راه.

وآغاز هجران!...گرچه توفيق ديدارش از ما گرفته شد اما در دوران شصت ونه ساله ي اولين غيبت,چهار

نايب برگزيده از جانبش مامور شدند تا شرح حال مشتاقان مهجور وعرض حال حاجتمندان را به خدمتش

رسانده واز محضرش كسب تكليف نمايند.پس پاسخ حضرت به درخواستهاي ايشان توقيع نام گرفت.تا

آنكه خداوند اينگونه مقدر نمود كه باب نيابت خاصه مسدود گردد وآفتاب هستي بخش در پس ابرهاي

غيبتي بس طولاني قرار گيرد تا نه مكانش را بدانند ونه او را بيابند.گرچه عده اي او را مي بينند اما

نمي شناسندش وعده اي قليل را به فيض ديدارش نايل كرده وعده اي عظيم نه مي بينندش و نه مي

شناسند او را!    وديگران هيچ اما براي آنا ن كه در انتظار آفتابند,كلام يار توشه راه است تا گرماي

حضورش را بيابند وعطر وجودش را حس كنند,تا روشناي كلامش چراغ راه شود و...دليل راه.

1198556006.gif                             

 مَن اَنكَرَني فَلَيسَ م‍‍ني وَسَبيلِه سَبيل ابُن نوح.(1)

هر كس مرا انكار كند از من نيست وراه او راه پسر نوح است.

Whoever denies me,does not belong to me.(he is disbeliever

and his life is just like the son of  Noa  

 

فَلا ظهورَ إلا بَعْدَ إذن الله تَعالي ذكْره وَذلكَ بَعْدَ طول الآمَد وَقسْوَه القلوب

وَامْتلَاء الآرض جورآ.(2)

و امر ظهور موكول به اجازه خداوند است كه اين امر بعد از غيبتي طولاني وقساوت قلوب وپر شدن

زمين از ظلم وجور اتفاق مي افتد.

My reappearance will take place after a very longtime when

People will have grown tired of awaiting . when men will

Become cruel and inconsiderate and the world will be filled

of injustice and violence

 

ولاتَميلوا عَن اليَمين وتَعدلوا ‍الي الشمال واجْعَلوا قَصدكُم والله شاهد عَلَي وَ

عَلَيْكُم.(3)

از راه راست منحرف نشويد وبه سمت راست وچپ متمايل نگرديد,هدف ومقصد خود را بر اساس دوستي

ومحبت با ما قرار دهيد وراه روشن رادنبال كنيد.

Do not stray to right and left . Follow the direct and bright

way.and establish your aim on our affection                      

 

(1)كتاب غيبت/176             (2)احتجاج طبرسي/297          (3)كتاب غيبت شيخ طوسي/17۲

حوادث دهه ي فجر.

+-ديوچوبيرون رود فرشته در آيد

 ۱۲بهمن:هواپيماي ايرفرانس حوالي 9 صبح در فرودگاه مهرآباد نشست و حضرت امام، با

قلبي آرام و مطمئن پس از 15 سال هجرت، پا به خاك ميهن اسلامي گذاشتند.

13بهمن:سخنراني امام خميني در جمع روحانيون

۱۳بهمن:امام خميني در جمع روحانيون بيانات مبسوطي را ايراد كردند. ايشان در قسمتي از اين بيانات فرمودند: رژيم سلطنتي از اول خلاف عقل بود ... هر ملتي بايد خودش سرنوشت خودش را تعيين كند.

13بهمن:بختيار:استقبال چند ميليون نفري ازآيت الله مبالغه آميز است

۱۳بهمن: آسوشيتد پرس: بختيار گفت: طرفداران آيت‌الله خميني مي‌توانند فرياد بزنند، غوغا كنند، توهين كنند، اين كار چيزي را ثابت نمي‌كند، اما اينكه چندين ميليون نفر براي استقبال از آيت‌الله به تهران آمدند، مبالغه‌آميز است. وي افزود: همچنان مشتاق ملاقات با ايشان است.

 14 بهمن:سخنراني امام در مدرسه رفاه

۱۴بهمن:حضرت امام طي يك مصاحبه مطبوعاتي در مدرسه رفاه اعلام كردند: شوراي انقلاب حكومت موقت تعيين خواهد شد و حكومت موقت، موظف خواهد بود كه مقدمات رفراندم را تهيه كند. همچنين قانون اساسي كه تدوين شد، به آراء عمومي گذاشته مي‌شود. ايشان دولت بختيار را غيرقانوني اعلام كردند و گفتند: كاري نكنيد كه مردم را به جهاد دعوت كنم.

برادر ارتشي چرا برادر كشي؟!

۱۵بهمن:حضرت امام خميني طي يك سخنراني جوانان را به ادامه تظاهرات و اعتصابات فرا خواندند.

شاپور بختيار گفت: درهاي مذاكره با آيت‌الله خميني همچنان باز است ... جمهوري اسلامي براي من مجهول است. وي افزود كه من نه با شاه و نه با (امام) خميني سازش نمي‌كنم و اجازه تشكيل دولت موقت را به او (امام خميني) نمي‌دهم.

 16بهمن:تعيين مهدي بازرگان به عنوان نخست وزير دولت موقت

۱۶بهمن:روز يکشنبه 15 بهمن سال 1357امام خميني طي حکمي مهندس مهدي بازرگان را به عنوان نخست وزير دولت تعيين کرد.

                17بهمن:نصيحت امام به بختيار وارتش

۱۷بهمن:امام خميني در سخنان خود گفتند: كار عاقلانه و مفيد به حال كشور اين است كه بختيار و ارتش در مقابل انقلاب اسلامي، عكس‌العملي مثبت داشته باشند.

 18بهمن:ديدارامام با روحانيون شهر اهواز

 ۱۸بهمن:حضرت امام در ديدار با روحانيون شهر اهواز گفتند: ادامه نهضت يك تكليف است.

 19بهمن:بیعت پرسنل نيروي هوايي ارتش با امام خمینی در مدرسه رفاه

۱۹بهمن:سلام نظامی و بیعت پرسنل نيروي هوايي ارتش مقابل حضرت امام خمینی در مدرسه رفاه از شكننده‌ترين ضربات بر پيكر رژيم شاهنشاهي، حركت شجاعانه پرسنل نيروي هوايي ارتش در 19 بهمن 1357 بود كه بحق مي‌توان آن را از ايام الله ناميد.

20بهمن:شروع جنگ خياباني

۲۰بهمن:با حمله مأموران گارد به پادگان نيروي هوايي تهران، جنگ خياباني آغاز شد. به گفته همافران، وقتي كه راديو اعلام كرد فيلم ورود امام خميني بعد از اخبار تلويزيون نمايش داده خواهد شد، آنها در سالن پادگان اجتماع كردند. با ظاهر شدن تصوير حضرت امام بر صفحه تلويزيون، طنين صلوات سالن را پر كرد و در اين هنگام، افراد گارد به سوي آنها تيراندازي كردند و درگيري آغاز شد.مردم ساكن در اطراف خوابگاه همافران، هنگامي كه از حمله نيروي گارد به همافران آگاه شدند، اهالي خيابان‌هاي اطراف را نيز با خبر كردند و طولي نكشيد كه جمعيت انبوهي در كنار ديوار خوابگاه گرد آمدند كه با فرياد الله‌اكبر از همافران حمايت مي‌كردند.

 21بهمن:امام خميني:اعلاميه امروز حكومت نظامي خدعه و خلاف شرع است

۲۱بهمن:حضرت امام خميني در رابطه با حكومت نظامي اعلام شده از طرف فرماندار نظامي تهران، آن را ملغي اعلام كردند و گفتند: اعلاميه امروز حكومت نظامي خدعه و خلاف شرع است و مردم به هيچوجه به آن اعتنا نكنند ... اخطار مي‌كنم كه اگر دست از اين برادر کشي بر ندارند و لشگر گارد به محل خودش برنگردد ... تصميم آخر خود را به اميد خدا مي‌گيريم. همچنين دولت موقت، اعلاميه حكومت نظامي را یك توطئه توصيف كرد.

22بهمن ماه يوم الله يوم الله

۲۲بهمن:در روز 22 بهمن 1357، انقلاب اسلامي ايران پس از سالها مجاهدت، ايثار، فداكاري

و مقاومت در راه رضاي الهي با رهبري بي نظير حضرت امام خميني و به همت مردم سرافراز ايران به

پيروزي نهايي رسيد.

التماس دعا


 

پیام مهم رهبر انقلاب اسلامی به نخست وزیر دولت حماس(به روایت تصویر)

سلام دوستان یه توضیح مختصر در مورد این پست بدم که روی هر کلمه ای که رنگی نوشته شده کلیک کنید تا عکس مرتبط با ان کلمه برای شما نمایش داده شود.(التماس دعا)

بسم الله الرحمن الرحيم

برادر مجاهد جناب آقای اسماعیل هنیه

سلام عليكم بما صبرتم

صبر 20 روزه‌ي شما و مجاهدان دلير و از جان گذشته و آحاد مردم غزه در برابر يكي از فجیعترین جنایات جنگي جهان و تاريخ، پرچم عزت را بر سر امت اسلام به اهتزاز در آورده است. شما ثابت كرديد كه دل سرشار از ايمان به خدا و قيامت و روح منيع و عزيز مسلماني كه ذلت و تسليم درباره‌ي ظلم و زور را بر نمي تابد، آنچنان قدرتي مي آفريند كه حكومتهاي جبّار و مستكبر و ارتشهای مجهزدر برابر آن ناتوان و ذليل اند.

ارتشي كه قدرت فداكاري و شهادت طلبی شما آن را 20 روز است پاي در گل در پشت دروازه ‌هاي غزه به خفت افكنده، همان است كه ظرف 6 روز بخش هاي عظيمي از 3 کشور عربی را زير سيطره‌ي خود در آورد. به ايمان و توكل خود، به حسن ظنّ خود به وعده‌ي الهي،‌ به صبر و شجاعت و فداكاري خود بباليد كه امروز همه ی مسلمانان به آن مي بالند. جهاد شما تا امروز آمریکا و رژیم صهیونیست و حاميان آنان و سازمان ملل و منافقان امت اسلامی را رسوا كرده است.

امروز نه فقط ملتهای مسلمان، كه بسياري از ملتهای اروپاو آمریکا حقانيت شما را از بن دندان پذيرفته‌ اند. شما همين امروز هم پيروزيد و با ادامه‌ي اين ايستادگي شرافتمندانه دشمن زبون و ضد بشر را باز هم بيشتر به ذلت وشکست خواهيد كشاند. انشاءالله

بدانيد كه "ما وَدَّعَك رَبُّك و ما قَلي" و بدانيد كه "و لَسَوفَ يُعطِيك رَبُّكَ فَتَرضَي" انشاءالله با اين حال حوادث خونين و فاجعه بار غير نظاميان فلسطيني به خصوص کودکان مظلوم ومعصوم، دلهاي ما را غرق خون كرده است. حوادث ناشي از جنايتهاي غاصبان فلسطين كه هر روز چندين بار از همه‌ي كانالهاي تلويزيوني ما پخش مي شود ملت ما را ماتمزده وعزادارساخته است. اَعظَمَ الله لَكُم الجَزاء وَ عَجَّل لَكُم النَّصر، بدانيد كه وعده‌ي خدا راست است كه فرمود: "وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيز" و فرمود: "وَ مَن جاهَد فَانّما يُجاهِدُ لِنَفسه ..."

خیانتکاران عرب هم بدانند كه سرنوشت آنان بهتر از يهوديان جنگ احزاب نخواهد بود كه خداوند فرمود: "و اَنزَلَ الَّذين ظَاهَرُوهُم مِن اَهلِ الكِتَاب وَ مِن صَيَاصِيِهم ..." ملتها با مردم و مجاهدان غزه اند. هر دولتي كه بر خلاف اين عمل كند، فاصله‌ي خود و ملّتش را عميق تر ميكند و سرنوشت چنين دولتهايي معلوم است. آنها نيز اگر به فكر زندگي و آبروي خودند بايد سخن علی علیه السلام را به ياد آورند كه فرمود: "المَوتُ في حَياتِكُم مَقهورين وَ الحَياةُ في مَوتِكم قاهِرين" به شما و مبارزان غزه و همه‌ي مردم مظلوم و مقاوم شما درود مي فرستم و در كنار همه‌ي تلاشهايي كه دولت جمهوری اسلامی ایران در حمايت از شما وظيفه‌ي خود دانسته است، شب و روز هم شما را دعا می کنم و صبر و نصرت را براي شما از خداوند عزيز قدير مسألت مي كنم.

و السلام عليكم و علي عباد الله الصالحين و رحمة الله و بركاته

سید علی حسینی خامنه ای

18 محرم 1430

26 ديماه 1387

فلسطين ، غزه ، محرم امام حسين (ع) و عاشوراي ديگر

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ

 وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُمْ

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ 

فلسطين ، غزه ، محرم امام حسين (ع) و عاشوراي ديگر ، غزه خون هزاران کودک را مزه مزه می کند و بالا نمی آورد، سکوت می کند و در خود می گرید و رگ های تاخورده فلسطین مثل جوی آب روی کف خیابان راه می رود و می دود. واژه های زور از لبان سرخ شده تفنگ بیرون می آید و بر سینه کودکان غزه فرو می نشیند، تا تفسیر حرف زور تنها با سرخی خون امکان پذیر باشد. نیروهای نظامی جامعه ی نظامی اسراییل بار دیگر با یورش به مردم بی دفاع در باریکه ی غزه هزاران زن و کودک بی گناه فلسطینی را به خاک و خون کشیده اند. ظرف سال های گذشته به ویژه درشش سال اخیر مناطق مختلف باریکه ی غزه بارها شاهد فاجعه و کشتار غیرنظامیان فلسطینی به وسیله ی نیروهای اسراییلی بوده است. ریشه ی فاجعه ی غزه در فلسطین، حرکتهای مذبوحانه نژادپرستانه است که دامنه و عمقی پرسابقه دارد و مشخصه آن به گونه ای است که گروهی از انسان ها یعنی مردم فلسطینیان بخاطر وجودشان، از دید گروهی کینه ورز محکوم به نابودی شده اند. نوعی از بشر به نام صهیونیست می خواهد نوعی دیگر از بشر یعنی مردم فلسطین را از میان بردارد و بی توجه به این که آنان چگونه زیست می کنند، چه ملیتی دارند و در چه سنی و سالی قرار دارند. فاجعه ی غزه دارای دو بعد است، جنبه ی نخست اینکه فاجعه استفاده از ابزارهای غیر متداول به کار گرفته شده در کشتار مردم غزه است و جنبه ی دوم که اهمیت بیشتری دارد، نسل کشی آگاهانه اسرائیل می باشد که نسل جوان فلسطین را هدف قرار داده است. جنبه دوم فاجعه ی غزه و فجایع مشابه آن در فلسطین، خبر از گسست موجودیت نوع بشر می دهد و منظور از این گسست بشری، شکاف در جنس انسان می باشد به گونه ای که صهیونیست ها به مثابه ی نوعی از انواع بشر می خواهند نوع دیگر را که ساکنان فلسطین هستند را به طور کامل از پهنه ی روزگار حذف کنند، همان گونه که تاریخی نوعی از سرزمین ها را به دلیل تغییر ماهیت جغرافیایی حذف کرده است. این گسست از یک کینه توزی معمول و مرسوم در تاریخ بشر برنخاسته است، بلکه برخاسته از مجموعه ایی از آموزه های دینی و پیش داوری ها درباره فلسطینیان، فکرها و طرح های نژادپرستانه ی صهیونیست ها، حسادت ها، دژخیمی ها، جاه طلبی ها و حرص چنگ انداختن بر فرهنگ قربانیان سرزمین فلسطین است....

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب والائمه المعصومین(ع)

بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir

بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir

   بیعت کردند، اما چه بیعتی؟!...
   پیمان بستند، اما چه پیمانی؟!...
   و بعد...
   پیمان شکستند، چه پیمان شکستنی!...
   شُور کردند، چه شُور کردنی!...

   و کجا اگر آن نامردان با هم عهد مخالفت نمی بستند،
   امروز جرأت می کردند مرقد مطهر دو فرزندش را اینگونه بی حرمتی کنند؟!

   وای بر آن اولین دستی که به دروغ با علی(علیه السلام) بیعت کرد.
   وای بر آن اولین چشمی که به کینه به علی(علیه السلام) نگاه کرد.
   و وای بر آنکه...
   راه را به بیراهه کشاند.

عید غدیر خم عید ولایت بر شما مبارک باد.

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

هفته بسیج گرامی باد.

تشكيل بسيج مستضعفين، ارتش بيست ميليوني به فرمان امام خميني (ره) هوشياري و درايت بي نظير حضرت امام خميني (ره) از جمله اساسي ترين عوامل در جهت خنثي سازي توطئه ها به حساب مي آيد که به برکت اين دورانديشي و هدايت انقلاب در مسير اصلي خود، زمينه انقلاب دوم فراهم آمد و با سقوط لانه جاسوسي امريکا در تهران و برملاشدن ماهيت سلطه جو و تجاوزکارانه امريکا، شيطان بزرگ با ضربه اي سخت و جبران ناپذير روبرو شد.

ادامه نوشته

شهيدي كه بعد از 22سال پيكرش سالم از خاك شلمچه بيرون كشيده شد.

از رزمنده اي که مشغول نبرد بود و در انبوه آتش و گلوله و درد بي خيال «زندگي» مي کرد.

پرسيدم زندگي چيست؟ عرق پيشانيش را با آستين پر خاکش خشک، و اسلحه اش

را در پنجه هايش فشرد و به شهيدي که در کنار خاکريز آرام خفته بود اشاره کرد و گفت:

زندگي اوست . . .زندگي چون او عاشقانه مردن، بر دار مرگ رفتن و در لحظات نبرد تکه تکه

شدن و هميشه سوختن و دم بر نياوردن. زندگي مرگ است اما مرگي قبل از مردن.

اصلا مرگ خود زندگي است وقتي تو آگاهانه انتخابش کني

همچون شهدا  آنها به راستي زندگي اند و به راستي زنده.

اين كليپ را حتمآ مشاهده کنیدضرر نمی کنید.

امام علی(ع):کسی که مرگ را بسیار یاد کند,رغبتش به دنیا کم شود.

   مرگ كافر:

   "فَكَيْفَ إذاتَوَفَتْهم المَلائكَةُ يَضْرِبونَ وجوهَهم وَاَدبارَهُم"

   "پس چگونه تاب اورند وقتي فرشتگان عذاب جانشان رامي ستانند وبر چهره وپشت آنها

   تازيانه مي نوازند؟" (سوره محمد/27)

    مرگ مومن:

   "المَوتُ رَيحانةُ المؤمن"

   "مرگ براي مومن همانند يك دسته گل خوشبوست."(پيامبر اكرم(ص))

چه مقدار اين عكس ما را به فكر فرو مي برد؟

 

ماه رمضان شد می ومیخانه ور افتاد.....عشق وطرب وباده به وقت سحر افتاد

ماه رمضان فرصت خوبى براىخودسازى است. ما همان ماده‌ى خام هستيم كه اگر روى

خودمان كار كرديم و توانستيم اين ماده‌ى خام را به شكلهاى برتر تبديل كنيم، آن كار لازم در

زندگى را انجام داده‌ايم. هدف حيات همين است. واى به حال كسانى كه روى خودشان از

لحاظ علم و عمل كارى نكنندimage

 و همان‌طور كه وارد دنيا شدند، به اضافه‌ى

پوسيدگيها و ضايعات و خرابيها و فسادها

كه درطول زندگى براى انسان پيش مى‌آيد،

از اين دنيا بروند. مؤمن بايد به‌طور دائم روى

خودش كار كند؛ به‌طور دائم. نه اين‌كه خيال

كنيد «به‌طور دائم» زيادى است يانمى‌شود؛

نه هم مى‌شود، هم زيادى نيست. اگر كسى مراقب خود باشد؛ مواظب باشد كارهاى ممنوع

و كارهايى را كه خلاف است انجام ندهد و راه خدا را با جديت بپيمايد، موفق مى‌شود.اين،همان

خودسازى دائمى است و برنامه‌ى اسلام، متناسب با همين خودسازى به‌طور دائم است.

(بیانات مقام معظم رهبری۴/۱۲/۷۱)

دوستان عزیز در ماه مبارک رمضان در نماز شبتان ودر دعاهايتان بنده را فراموش نكنيدومرا از دعای خیرتان بی بهره مسازید.

سلام بر مهدی(عج)

سلام برمهدي(عج)،زمزمه ي دلهاي عاشق،گواه صبح صادق فجرآفرين عصرظلمت وبهارآفرين

 قرنهاي خزان.سلام برمهدي عزيز،گل فاطمه(س)،وعده ي سربه مهر پروردگار...

 جلوه گاه رحمت آفريدگارو...اميدآفرين عصر انتظار...

 سلام برمهدي(عج)،اميد انسانها وفروغ دوران ها آنكه اميد آمدنش،روشني بخش جانهاست وروز

 ظهوروحضورش،روزتحقق آيات الهي است.

 باآمدنش،عدالت،جهانگير مي شود،هستي از فروغ عدل وداد،جلوه مي يابد،منتظران به نوا

 مي رسند وعاشقان،آن خورشيد پنهان را ديدار مي كنند.

 سلام بر مهدي(عج)،آنكه در هر صبح وشام،در هر نماز ونياز،منتظران،سلامش مي گويند و

 دعاي فرج مي خوانند...

 با دعاي ندبه،عشق ومحبت خويش را نسبت به مولا زمزمه مي كنند وجمعه ها به ياد او وانتظار

 آمدنش به سر مي برند واو را مي خوانند...

 اما چه زمان وعده ي ظهور تحقق خواهد يافت؟

 قطعآ آنگاه كه جهان،تشنه ي آمدنش باشد،روزي كه مردم،شايستگي درك عصر ظهور را بيابند،

 وقتي كه انتظاربه اوج خود برسد،؟آن هم  نه انتظار بي عمل وبدون زمينه سازي وتنها در  

گوشه اي خزيدن وبه دعا وطلب،بسنده كردن!..انتظار ما برپايي حكومت واحد جهاني بر پايه ي

  قسط وعدل وبراساس آيات قرآن وقوانين دين است.

 پس تمهيدات وكادر سازي و آمادگي بسيار مي طلبد...

 دولت مهدي(عج)،امتحاني براي كساني است كه سالها شعار مي دادند كه منتظرند وچشم براه...

 راستي...امروز چه كساني در انتظار آن خورشيد پنهان به سر مي برند؟

 ومنتظران راستين چه كساني اند؟...

إلهی’ابْلیْتُ شبابی فی سکْرهَ التباعُد منْکْ

       حلول ماه مبارك شعبان، ماه رسول خدا بر تمامي شیعیان جهان  تبريك و تهنيت باد. 

       
                             

بیایید سري به كوچه هاي آخرت بزنيم.

 

بياييد با حياء" يحيي" زندگي كنيم.

 

بياييد ياس خوشبوي" الياس" را ببوييم.

 

بياييد مونس"يونس"باشيم و"زليخاي"خواهان"يوسف".

 

بياييد دم"عيسي"را غنيمت شمريم.

 

بياييد قدر "زعفران"وقت را بدانيم.

 

بياييد كمي براي دلهاي مجروح مظلومين دنيا "جوش شيرين"بزنيم

 

 وفرياد سر بدهيم تا"فرهاد"همت به فرياد آنان بشتابد.

 

بياييد"امير كبير"نفسهاي خودمان باشيم ودلهاي ريشمان را اصلاح كنيم.

 

بياييد هر روز يك شيشه "نوشابه"معرفت بنوشيم.

 

بياييد هيچ وقت "سير" نخوريم تا بوي بد ندهيم.

                                                                                                                                              

شعبان ماه بسيار شريفى است و به حضرت سيد انبياء صَلَّى اللهِ عَلِيهِ وَ آله منسوب

است و آن حضرت اين ماه را روزه مى‌گرفت و به ماه رمضان وصل مى‌كرد و مى‌فرمود

شعبان،ماه من است هر كه يك روز از ماه مرا روزه بگيرد بهشت براي او واجب

 مي‌شود و از حضرت صادق عليه السلام روايت شده است كه چون ماه شعبان فرا

مي‌رسيد امام زين العابدين عليه السلام اصحاب خود را جمع مى‌نمود و مى‌فرمود اى

 اصحاب من مى‌دانيد اين چه ماهى است؟ اين ماه شعبان است و حضرت رسول

صلى الله عليه و آله مى‌فرمود شعبان ماه من است پس در اين ماه براى جلب محبت

 پيغمبر خود و براى تقرّب به سوى پروردگار خود روزه بداريد.

 

 

الله به معنای معبودی است,که خلائق درفهم چیستی او ودرک چگونگی اش سرگشته وحیرانند.امام باقر(ع)

                                 

 

    

  اي خدايم اي خدايم اي خدا                                  من كيم عبد ضعيف بينوا

  تو كه اي بخشنده وبنده نواز                                كه درخانه برويم كرده باز

  من كيم آنكه سر خانت نشست                               خودنمك خوردونمكدانت شكست

  تو كه اي مولاي ستارالعيوب                                از براي من خداي خوب خوب

  من كيم اينجا زتو دم ميزنم                                   ميروم بيرون زتو دل مي كنم

  تو كه اي هر چه بدي بيني زمن                             مي كشي بازم ز رحمت ناز من

  من كيم عبد گنهكارو بدم                                      امشبم با دست خالي آمدم

  تو كه اي دست مرا پر مي كني                              پيش خوبانت مرا حر مي كني

  من كيم هر شب صدايت مي كنم                             اما هر وفا بينم جفايت مي كنم

  تو كه اي ناديده مي گيري خطا                              مي كني جاي خطا برمن عطا

  من كيم دم از ولايت مي زنم                                 با گنه آتش سرايت مي زنم

  تو كه اي قهرت ز من پنهان كني                           آنچه لايق نيستم آن مي كني

  من كيم آن كه زتو هستم خجل                               هم اميد رحمتت دارم به دل

  تو كه اي آنكه مرا خود پروريد                             كي اميدم را نمايي نا اميد

  من كيم شرمنده ي احسان تو                               با همه زشتي شدم مهمان تو

  تو كه اي مهمان پذير با وفا                                 ميزبان با وفا و با صفا

  اي خدايم اي خدايم اي خدا                                  كه به من گفتي بسويم تو بيا

 

در ماه رجب بنده را از دعای خیرتان بی بهره مسازید.

"یا فاطمه الزهرا’"

 
ولادت كوثر نبوت، محور ولايت و گوهر طهارت، حضرت فاطمه زهرا (س) (روز مادر)
و ميلاد فرزند برومندش، امام خمينى(ره) بر شيفتگان حقيقت و فضيلت خجسته باد.
        

باغ هستى بى صفا مى ‏شد اگر زهرا نبود                عطر گل از گل جدا مى ‏شد اگر زهرا نبود
تيره گى در اولين برخورد با خورشيد عشق                چيره بر آيينه‏ ها مى‏ شد اگر زهرا نبود
ارتزاق آفتاب از روى عالمتاب اوست                          اين جهان ظلمت سرا مى ‏شد اگر زهرا نبود
ابرهاى كفر آلود از نسيم فتنه ‏ها                             در هواى دل رها مى ‏شد اگر زهرا نبود
در دل امواج طوفان زاى اقيانوس دهر                         فلك دين بى ناخدا مى ‏شد اگر زهرا نبود
نصرت حق در بر كفر از فداكارى اوست                       كفر حق را رهنما مى‏ شد اگر زهرا نبود
قامت يكتا پرستانى همانند على                             زير بار غم دو تا مى ‏شد اگر زهرا نبود
گر چه خود شد پر پر اما داد بر قرآن حيات                   محو دين مصطفى مى ‏شد اگر زهرا نبود
عشق اگر دارد حيات از اوست ياسر بى گمان             عشق، در عالم فنا مى‏ شد اگر زهرا نبود. 
                                                      محمود تارى (ياسر)
 

امام رفت و زمین ماند و ما نیز بر زمین ماندیم.

با سلام خدمت دوستان عزیز شهادت مظلومانه  عصاره عصمت،  ترنم باران وحي  کوثر رسول ورحلت جانگداز امام امت خمینی کبیر را خدمت شما تسلیت عرض مینمایم.راستش قصد داشتم پست این بار را در مورد حضرت زهرا(س) بنویسم ولی با دیدن وبلاگهای دوستان از این امر منصرف شدم زیرا انصافآ دوستان حق مطلب را در این مورد ادا کرده بودند.لذا بر آن شدم که مطلبی در مورد امام خمینی(ره) بنویسم بعد از جستجومقاله ای از شهید آوینی در مورد رحلت امام را یافتم که خواندن آن خالی از لطف نیست:

داغ های همه تاریخ را ما به یکباره دیدیم،چرا که ما امت آخرالزمانیم، و خمینی، این ماه بنی هاشم، میراث دار همه صاحبان عهد بود در شب یلدای تاریخ. در عصر ادبار عقل و فلک زدگی بشر،در زمانه غربت حق، در عصری که دیگر هیچ پیا مبری مبعوث نمی شد و هیچ منذری نمی آمد خمینی میراث دار همه انبیا و اسباط ایشان بود و داغ او بر دل ما ، داغ همه اعصار ، داغی بی تسلی.

ما را این گمان نبود هرگز که بی او بمانیم. آخر او آیتی بود که«ثقلین» را در وجود خودمعنا می کرد، همه «ماتَرَک رسول الله» را، و ما می دانستیم که زمین و زمان می گردند تا انسان هایی چون او، هر هزار سال یکی، پای به دنیای گذارند.

آخر آدم هایی چون او، قطب سنگ آسیاب افلاکند،مصداق حدیث «لو لاک» اندو غایت الغایات وجود……و حق است اگر با رفتن زمین از رفتن باز ماند آسمان نیز ،خورشید سرد شود و ماه بشکافد و دریا ها طغیان کنند و باران خون از آسمان بباردو مومنین از شدت ماتم دق مرگ شوند، و اگر نبود آن حجت غایب، تو بدان، بی تردید که همان میشد .

ما را این گمان نبود که بعد از او بمانیم، اما او رفت و زمین ماند و ما نیز بر زمین، در این پهنه بی منتهایی که عقل راه به جایی نمی برد. دریاها و زمین و آسمان وماه و خورشید بر جای ما ندند تا مقصود خمینی«ره» محقق شود، آن سان که بعد از رحلت آخرین فرستاده خدا نیز دور فلک بر جای ماند تا حقیقت وجود او را در جهان تحقق بخشد. آخر انسان هایی چون او که یک فرد نیستند ،یک امت اند و یک تاریخ.

کوران روزحشر در اینجا نیز کورند_ که :" من کان هذه اعمی فهو فی الاخراعمی" _ونمی بینند. آنان از کجا بدانند که کدام امر عظیم واقع شده است؟ نه آنگاه که امام آمد و نه امروز که رفتند است. اگرنه، این ولی خدا برای آنان حجتی میشد تا صدق قصص انبیا را باور کنند و چون سحره فرعون دربرابر این انقلاب به سجده درآیند که "  امنابرب موسی و هرون "  اگر نه، این ولی خدا برای انان حجتی میشد تا زهد وعدالت  علی را باور کنند، حلم حسن را وشجاعت حسین را و…… واین ولی خدا برای آنان حجتی میشد تا عظمت حق را و همه صفات خدا یی را در وجودش بنگرد و انسان را، همچون خورشیدی که نورش از ازلیت تا به ابدیت را فرا گرفته است.

داغ های همه تاریخ را ما به یکباره دیده ایم. یک بار دیگر این رسول اکرم است که دردنیا رفته است، یک بار دیگر این علی است که به شهادت رسیده است، یک بار دیگراین فاطمه است وحسن است وحسین است که ما را داغدار کرده اند، یک بار دیگراین مهدی است که در حجاب غیبت رفته است.

دست ما اگر به نخل بلند وجود او نمی رسد، دست خمینی که می رسید. او آمدتا معنای «انتظار» را به این امت بیا موزد، در آینه وجود خود که اسوه مصادیق منتظران بود، و اکنون دیگر دور افلاک را مرادی نیست جز آنکه منتظر مهدی باشد.

امام «ره» به ما آموخت که «انتظار در مبارزه است» و این بزرگترین پیام او بود، و پس از او، اگر باز هم امیدی ما را زنده میدارد همین است که برای ظهور آخرین حجت حق مبارزه کنیم. امام «ره» ما را آموخت که « عرفان را با مبارزه جمع کنیم»و خود بهترین شاهد بود  که بر این مدعا که  عرفان عین مبارزه است، و از این پس دیگر چه داعیه ای می ما ند برای انان که عرفان را به مثابه امری کاملآ شخصی بهانه واماندگی خویش می گر فتند.امام رفت و زمین ماند و ما نیز بر زمین ماندیم.با داغ جراحتی سخت بر دل و باری سنگین بر دوش . امام رفت تا بار تکلیف ما برگرده عقل واختیارمان بار شود و همان سان که سنت لا یتغیر خلقت بوده است، چرخه بلیات ما را نیز به میدان کشدو آزموده شویم و این آیت ربانی درست درآید که " لنبلونکم حتی نعلم الجاهد منکم والصابرین."

اکنون ،این ماییم و امانت او . دست بیعت از آستین اخلاص برآریم و در کف فرزند و برادرش و تلمیذ مدرسه اش بگذاریم که اگر بعد از رحلت رسول الله ظهرحکومت اسلام  به غروب خونین شهادت حسین بن علی و «شب بی قمر غیبت » انجامید ، این بار امام فرصت یافت تا وثیقه حکومت را به معتمدین خویش بسپارد و این خود نشانه ای است بر این بار  بشارت که خداوند اراده کرده است تا حزب الله و مستضعفین را به امامت و وراثت زمین برساند.

  از غم دوست در اين ميكده فرياد كشم /دادرسى نيست كه در هجر رخش داد كشم

داد و بيداد كه در محفل ما رندى نيست /كه برش شكوه برم داد ز بيداد كشم

شاديم داد غمم داد و جفا داد و وفا /با صفا منت آن را كه به من داد كشم

عاشم عاشق روى تو نه چيز دگرى /بار هجران و وصالت‏به دل شاد كشم

مُردم از زندگى بى تو كه با من هستى /طرفه سرى است كه بايد بر استاد كشم

سالها مى‏گذرد حادثه‏ها مى آيد /انتظار فرج از نيمه خرداد كشم

خبر:آرزوي امام براي محو جرثومه اسرائيل به زودي محقق مي‌شود   

     عکس: امام خمینی (ره) از ولادت تا رحلت (به ادامهءمطلب بروید)  

 

ادامه نوشته

نامه چارلي چاپلين به دخترش

نامه چارلي چاپلين به دخترش

دخترم جرالدين , از تو دورم . ولي يك لحظه , تصوير تو از ديدگانم دور نمي شود . تو كجايي ؟

در پاريس , روي صحنه تتاتر پر شكوه " شانزليزه " ... ؟ اين را مي دانم و چنان است گويي

در اين سكوت شبانگاهي , آهنگ قدمهايت رامي شنوم . شنيده ام , نقش تو در اين نمايش

پرشكوه , نقش دختري زيباي حاكمي است كه اسير خان تاتار , شده  است .

جرالدين , در نقش ستاره باش و بدرخش , اما اگر فرياد تحسين آميز تماشاگران و عطر مستی

آور گلهايي كه برايت فرستاده اند , به تو فرصت هوشياري داد , بنشين و نامه ام را بخوان .

من , پدر تو هستم . امروز نوبت توست كه صداي كف زدنهاي تماشاگران  , گاهي تو را به

آسمانها ببرد . به آسمانها برو , ولي گاهي هم به روي زمين بياو زندگي مردم را تماشا كن ؛

زندگي مردم را تماشا كن ؛ زندگي آنان كه باشكم گرسنه و در حالي كه پاهايشان از بينوايي

مي لرزد و هنرنمايي مي كنند . من خود يكي از ايشان بوده ام . جرالدين , دخترم , تو مرا

درست نمي شناسي , در آن شبهاي بس دور , با تو قصه ها گفتم ؛ آن هم داستاني شنيدني

است . داستان آن دلقك گرسنه كه در پست ترين صحنه هاي لندن , آواز مي خواند و صدقه

مي گيرد , داستان من است . من طعم گرسنگي را چشيده ام .

 من درد نا بساماني را كشيده ام و از اينها بالاتر من, رنج حقارت آن دلقك دوره گرد را كه

اقيانوسي از غرور در دلش موج مي زند و سكه صدقه آن رهگذر , غرورش را خرد نمي كند .

 با اين همه , زنده ام و از زندگان , پيش از آنكه بميرند ,حرفي نبايد زد . به دنبال نام تو , نان من

است :"چاپلين " جرالدين , دخترم , دنيايي كه تو در آن زندگي مي كني , دنياي هنر پيشگي

و موسيقي است . نيمه شب , آن هنگام كه از سالن پرشكوه " شانزليزه " بيرون مي آيي , آن

ستايشگران ثروتمند را فراموش كن . حال آن راننده تاكسي كه تو را به منزل مي رساند ,

بپرس . حال زنش را بپرس و اگر آبستن بود و پولي براي خريدن لباس بچه نداشت , مبلغي

پنهاني در جيبش بگذار .

به نماينده  خود در پاريس دستور داده ام , فقط وجه اين نوع خرجهاي تو را بي چون و چرا ,

بپردازد . اما براي خرجهاي ديگرت بايد صورت حساب آن را بفرستي . دخترم , جرالدين , گاه و

بيگاه با مترو و اتوبوس شهر را بگرد و مردم را نگاه كن .

 زنان بيوه كودكان يتيم را بشناس و دست كم , روزي يك بار بگو : من هم از آنان هستم . تو

واقعاً يكي از آنان هستي , نه بيشتر .

 هنر قبل از آنكه دو بال به انسان بدهد , اغلب دو پاي او را مي شكند .

وقتي به مرحله اي رسيدي كه خود را برتر از تماشاگران خويش بداني , همان لحظه تئاتر را

ترك كن و با تاكسي خود را به حومه پاريس برسان . من آنجا را به  خوب مي شناسم .

آنجا بازيگران همانند خويش را خواهي ديد كه قرنها  پيش , زيباتر از تو و مغرورتر از تو ,

هنرنمايي مي كنند . اما در آنجا از نور خيره كننده تئاتر "شانزليزه "خبري نيست .

دخترم , جرالدين , چكي سفيد امضا  برايت  فرستاده ام كه هر چه دلت مي خواهد , بگيري و

خرج كني . ولي هر وقت خواستي دو فرانك خرج كني با خود بگو : سومين فرانك  از آن من

نيست .

اين مال يك مرد فقير و گمنام است كه امشب به يك فرانك احتياج دارد . جست وجو

لازم نيست .

اين نيازمندان گمنام را اگر بخواهي , همه جا خواهي يافت . اگر از پول و سكه براي تو حرف

مي زنم ,   براي آن است  كه از نيروي فريب و افسون پول , اين فرزند بي جان شيطان , خوب

آگاهم . من زماني دراز در سيرك زيسته وهميشه و هر لحظه براي  بندبازان روي ريسماني

نازك و لرزنده , نگران بوده ام , اما دخترم , اين حقيقت را بگويم كه مردم برروي زمين  استوار و

 گسترده بيشتر از بندبازان ريسمان نا استوار , سقوط مي كنند .

 دخترم , جرالدين , پدرت با تو حرف نمي زند . شايد شبي درخشش گرانبها ترين الماس اين

جهان , تو را فريب بدهد و آن شب است كه اين الماس , آن ريسمان نا استوار زير پاي تو خواهد

بود و سقوط تو حتمي است روزي كه چهره زيبايي يك اشراف زاده بي بندو بار , تو را بفريبد ,

آن روز است كه بند بازي ناشي خواهي بود .هميشه بندبازان ناشي , سقوط مي كنند . 

 از اين رو , دل به زر وزيور مبند . بزرگترين الماس اين جهان , آفتاب است كه خوشبختانه , بر

گردن همه  مي درخشد , اما اگر روزي دل به مردي آفتاب گونه بستي , با او يكدل باش و به

راستي او را دوست بدار . معني اين را وظيفه خود در قبال  اين موضوع بدان . به مادرت گفته

ام كه در اين خصوص براي تو نامه اي بنويسد . او از من بهتر معني عشق را مي داند . او

براي تعريف"عشق " كه معني آن " يكدلي " است , شايسته تر  از من است .

دخترم , هيچ كس و هيچ چيز ديگر در جهان , نمي توان يافت كه شايسته

 آن باشد  دختري ناخن پاي خود را براي آن عريان مي كند .

برهنگي , بيماري عصر ماست . به گمان من , تن تو بايد مال كسي باشد كه

 روحش را براي تو عريان كرده است .

 حرف بسيار براي تو دارم , ولي به وقت ديگر مي گذارم و با اين آخرين پيام , نامه را پايان مي

بخشم : 

 انسان باش , پاكدل و يكدل ؛ زيرا گرسنه بودن , صدقه گرفتن

 و در فقر مردن , بارها قابل تحمل تر از پست بودن و بي عاطفه

بودن است .

                پدرت چارلی چاپلین                                   

                                                                              

خبر:ترفند جالب دختران ترك براي رعايت حجاب 

معراج پیامبر و رو’یت عذاب زنان بدکاره

حجاب و پوشش صحیح زنان یکی از عوامل بسیار مؤثر در حفظ خانواده

 

است.                                             

      

                                          

 

زنی که جلوه‌گری کند، آتش هوس مردان را می‌افروزد و چشم و دل سبکسران را بی‌اختیار به

 

دنبال خود روان می‌کند. هزاران پرونده جنایی و ناموسی، فحشا و روابط نامشروع بی‌شمار از

 

عواقب تلخ بلای بی‌حجابی و بدحجابی است که گریبان دنیای امروز را گرفته است.

 

حجاب، حصار و حریم عفت زن و سنگر محکمی است که راه ورود فساد و هرزگی‌ها را سد می‌کند

 

و به زن شخصیت و احترام می‌بخشد تا ملعبه شهوات و بازیچه بوالهوسی‌ها قرار نگیرد. در

 

جامعه‌ای که زنانش با حجاب صحیح و پوشش کامل رفت و آمد کنند، جوانان هم با خاطری آرام به

 

کار خود مشغول می‌شوند و دور از هر گونه تحریک بی‌جا و خیال خام، در زمان مناسب، با رضایت و

 

خرسندی به تشکیل خانواده علاقمند می‌گردند و ازدواج می‌کنند.

 

 

امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود:

 

روزی من و فاطمه نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رفتیم. پیامبر

سخت می‌گریست. من گفتم:«پدر و مادرم فدای شما باد؛ چرا گریه

می‌کنید؟

رسول خدا فرمود:«در شب معراج زن‌هایی از امت خود را دیدم که در عذاب

شدیدی بودند. از دیدن وضع آنها بسیار اندوهگین شده‌ام

فاطمه علیهاسلام عرض کرد:«پدر جان، عمل آن زنان چه بود که به عذاب

مبتلا شده بودند؟»

رسول خدا فرمود:«زنی را به موهایش آویخته بود و مغز سرش در آتش

می‌جوشید. او در دنیا موی خود را از مردان نمی پوشانده.

زنی را به زبانش آویخته بودند و آب جوش در حلقش می‌ریختند. او در دنیا

شوهرش را اذیت می‌کرده. زنی را با پا در تنوری از آتش آویخته بودند چرا که

بدون اجازه شوهر از خانه‌اش بیرون می‌رفته. زنی گوشت خودش را می

خورد و در زیر پایش آتش برافروخته بودند. او در دنیا خود را برای مردان زینت

می داده است.

دست‌های زنی را به پاهایش بسته بودند و مارها و عقرب‌ها بر او مسلط

بودند. او در دنیا طهارت را مراعات نمی‌کرده و نماز را خوار می شمرده است.

زنی کور و کر و لال در تابوتی از آتش بود و مغز سرش از بینی اش خارج می

شد و بدنش از جزام و برص پاره پاره شده بود. او از زنا بچه دار شده و بچه را

به شوهرش نسبت می‌داده است.

زنی گوشت تن خود را با قیچی پاره پاره می کرد. او در دنیا خود را در اختیار

مردان قرار می داده است.

زنی صورت و بدنش در آتش بود و روده های خود را می خورد. او در دنیا برای

زنا وساطت می کرده.

زنی سرش چون خوک و بدنش چون خر بود و هزاران هزار از انواع عذاب بر او

می‌بارید. او زنی بوده سخن چین و دروغ پرداز.

زنی به صورت سگ بود و آتش از دهانش خارج می‌شد و ملائکه با گرزهای

آتشین بر سرش می‌کوفتند. او در دنیا زنی بوده آوازه خوان و حسود

آن‌گاه رسول خدا فرمود:«وای بر آن زنی که شوهرش از او خشمگین باشد و

خوشا به حال آن زنی که شوهرش از او راضی باشد

 

خبر:حمایت یک وزیردانمارکی از پوشش حجاب


مفهوم، فلسفه و فواید حجاب

                                 مفهوم و ابعاد حجاب 

مفهوم حجاب چیست و از نظر قرآن و حدیث، حجاب و پوشش اسلامی دارای چه

 

ابعاد و اقسامی است؟                            

                                                                                         

               

 

 

حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است. استعمال این کلمه، بیشتر به

 

معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش میدهد که پرده، وسیلهی

 

پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده میشود

 

که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد.

 

در این نوشتار مراد ما از حجاب، پوشش اسلامی است

 

 و مراد از پوشش اسلامی زن، به عنوان یکی از

 

احکام وجوبی اسلام، این است که زن، هنگام معاشرت با مردان، بدن خود را بپوشاند و

 

به جلوهگری و خودنمایی نپردازد.بنابراین، حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای

 

دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام

 

بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی

 

 محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمیتوان

 

 گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.

 

گاهی مشاهده میکنیم که بسیاری از زنان محجبه در پوشش خود از رنگهای شاد

 

و زیبا و تحریک برانگیز استفاده میکنند که به اندامشان زیبایی خاصی میبخشد و در

 

 عین پوشیده بودن بدن زن، زیباییاش آشکار است، گویی که اصلاً لباس نپوشیده است؛ و این

 

دور از روح حجاب است.اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب

 

بنامیم، حجاب میتواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری

 

و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری

 

 و روحی صحیح است که میتواند از لغزشها و گناههای روحی و فکری، مثل کفرو شرک جلوگیری

 

نماید.

 

                  ادامه دارد...

درد دل

  

کجاست منتظر تو چه انتظار عجیبی

                                 تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی

عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت

                                چه کودکانه سپردیم دل به بازی قسمت

چه بیخیال نشستم نه کوششی نه تلاش

                                فقط نشستم و گفتم خدا کند که بیایی

انصافآ چقدر منتظر صاحب الزمان(عج) هستیم؟

وچقدر برای ظهور آقا دعا می کنیم؟

آزادی زن یا استفاده’ابزاری از زن

www.leader.ir

ما وقتى به نام زن سخن مى‏گوييم و به دفاع از زن مى‏پردازيم، چه

شعارهايىرا مطرح مى‏سازيم، چه چيزى را مطالبه مى‏كنيم و براى چه

چيزى تلاش مى‏نماييم؟ اين هم خيلى مهمّ است. در اين‏جا هم روش

اسلامى - يعنىآن چيزى كه از مباحث اسلامى درباره زن و تعاريف اسلامى

و معارف اسلامى مى‏شود فهميد - با آن چيزى كه امروز در غرب وجود دارد،

متفاوت است.

آنچه در غرب با عنوان شعار وجود دارد، در درجه اوّل آزادى زن است. آزادى، معناى وسيعى را شامل

مى‏شود؛ هم شامل آزادى از اسارت است، هم شامل آزادى از اخلاق است - چون اخلاق هم يك قيد و

بند است - هم آزادى از نفوذ مبنى بر سوء استفاده كارفرمايى است كه زن را با مزد كمترى به كارگاه

مى‏كشد و هم شامل آزادى از قوانينى است كه زن را در مقابل شوهر، متعهّد مى‏كند. آزادى، به همه

اين معانى مى‏تواند باشد. كمااين‏كه در همين شعارهايى كه نسبت به زن وجود دارد، طيف وسيعى از

اين مطالبات و درخواستها هست، كه بعضى با يكديگر به‏كلّى مناقضند. اين آزادى معنايش چيست؟

متأسفانه در دنياى غرب، بيشتر متفاهم از اين آزادى، آزادى به معناى نادرست و مضرّ آن است - يعنى

آزادى از قيد و بندهاى خانوادگى، آزادى از نفوذ مطلق مرد، آزادى از حتّى قيد ازدواج و تشكيل خانواده و

پرورش فرزندان در آن‏جايى كه هدف شهوانى زودگذرى در مقابل قرار گيرد - نه آزادى به معناى صحيح آن.

لذا شما مى‏بينيد جزو حرفهايى كه در دنياى غرب زده مى‏شود، مسأله آزادى سقط جنين است، كه اين

نكته بسيار مهمّى است و با اين كه ظاهرساده و كوچكى دارد، اما باطن بسيار خطرناك و سهمگينى در

اين سخن مضمر و مندرج است. اين، وسيله و شعار و مطالبه‏اى است كه در غرب غالباً مطرح مى‏شود؛

لذا مى‏گويند نهضت آزادى زنان. در نظام صحيح، در يك مطالبه و مبارزه صحيح، هدف نمى‏تواند اين معناى

وسيعى باشد كه يك بخش آن قطعاً مضرّ است؛ اگر چه ممكن است بخشهاى مفيدى هم در آن باشد.

بايد به دنبال شعارهايى بهتر، مناسبتر، صحيحتر و گره گشاتر گشت.

(بیانات مقام معظم رهبری درمراسم بزرگداشت مقام زن در ورزشگاه آزادی۳۰/۷/۷۶)

امام علی(ع):هر روزی که در آن معصیت خدا نشود,آن روز عید است.

 

در حدیث معلی بن خنیس  می خوانیم که حضرت جعفر بن صادق (ع) می فرمایند: (( ای معلی ، روز نوروز همان روزی است که خداوند از بندگان خود پیمان گرفت که او را بپرستند واو را انبازی نگیرند. وبه پیامبران وحجج وامامان ایمان بیاورند ، همان روزی است که آفتاب در آن طلوع کرد وبادها وزیدن گرفت وزمین در آن شکوفا و درخشان شد . همان روزی است که کشتی نوح بر کوه جودی آرام گرفت . همان روزی است که خداوند زندگی بخشید به آنان که از ترس مرگ از خانه وکاشانه خود بیرون شدند وهزاران تن بودند ، پس خداوند به آنان فرمان داد که بمیرند ، سپس ایشان را در این روز ( دوباره ) زنده کرد . همان روزی است که جبرئیل بر پیامبر فرود آمد وهمان روزی است که پیامبر خدا ، امیرالمؤمنین علی (ع) را بر دوش خود برداشت تا بتهای بیت الله الحرام (کعبه ) به زیر افکند وبتان را خرد کند . چنانچه ابراهیم نیز چنین کاری را کرد . همان روزی که پیامبر به یاران خود دستور داد تا با علی (ع) به عنوان امیرالمؤمنین بیعت کنند . همان روزی است که پیامبر (ص) ،علی (ع) را به وادی الجن (دره جنیان ) فرستاد تا ازآنان برای خود بیعت بگیرد . همان روزی که علی (ع) بر مردم نهروان (خوارج ) پیروز شد . وهمان روزی که قائم ما ( قائم آل محمد )واولیای امر در آن ظهور کنند .

امام صادق می فرمایند : هیچ نوروزی نیست مگر آن که ما در آن روز منتظر فرج ( ظهور قائم آل محمد عج ) هستیم ؛ چرا که نوروز از روزهای ما وشیعیان ما است .(بحار:۵۹/۹۲/۱)

 

یا مقلب القلوب والابصار یا مدبر الیل والنهار یا محول الحول والاحوال حول حالنا الی احسن الحال