تبليغاتX



السلام اي حضرت سلطان عشق  يا علي موسي الرضا اي جان عشق

السلام اي بهر عاشق سرنوشت  السلام اي تربتت باغ بهشت

ولادت باسعادت سلطان، امير و ولي نعمت تمام ايرانيان، حضرت امام رضا (ع)  مبارک.

+ نوشته شده در  ;ساعت ;  توسط محسن; 

 در جریان بمباران یكی از شهرها در زمان جنگ،یكبار،صدای انفجار وتوده ی عظیم گرد و خاك ،سیل جمعیت را به سوی خرابه ای،روانه كرد، ساعتی بعد، فریاد یكی از امدادگرها، بقیه ی نیروها را به طرف خود كشید.دست بیرون افتاده ی دختری جوان با النگوهای طلایی، نشان از حیات یك انسان در زیر آوار می داد...

همه ی امداد گرها مشغول به كار شدند ودانه دانه، آجرها وسنگ ها را پس می زدند وبالاخره پیكر خون آلود این دختر را در حالی كه بیهوش بود و12-13 سال بیشتر

نداشت، پیدا كردند...در میانه ی راه انتقال به بیمارستان،دختر به هوش آمد وبا دیدن برخی از امدادگران وخدمه ی امدادی با ناله، چند مرتبه گفت:چادرم...چادرم...

نمی دانستم چه كنم، در میان آن غوغا وآتش، چیزی نبود كه بر سرش بكشم تا آرام بگیرد....چند دقیقه بعد، مجددآ از حال رفت.

 

 

قصد داشتم بگویم كه این دختر 12-13 ساله در آن وضعیت نخواست از حجاب وچادرش جدا باشد اما بعضی از دختران به سادگی......

+ نوشته شده در  ;ساعت ;  توسط محسن;  | 

مقام معظم رهبری(روحی فداه):

برادران و خواهران! اگر به خودمان نرسيم، بدبختى است؛ روسياهى است؛ محروميت است؛ از چشم خدا افتادن است؛ از مقامات معنوى دور ماندن و از نعيم ابدى الهى، تهيدست ماندن است. پس بايد به خودمان برسيم. ماه رمضان فرصت خوبى است. كتابهاى اخلاق هم خوشبختانه در اختيار هست. لكن آن چيزى كه آدم از مجموع مى‌فهمد و آنچه مهم است، اين است كه انسان بتواند هوا و هوس خود را كنترل و مهار كند. اين، اساس قضيه است.

(۱۳۷۱/۱۲/۴)

دوستان عزیز در ماه مبارک رمضان در نماز شبتان ودر دعاهايتان بنده را فراموش نكنيدومرا از دعای خیرتان بی بهره مسازید.

بنابر روایتی، حضرت آدم علیه‏السلام نخستین کسی بود که نماز صبح را خوانده است. زمانی که از بهشت رانده شد و در زمین فرود آمد، ساعت‏های آخر روز بود. هوا روشن بود و او آرامش خاطر داشت. چون خورشید پنهان شد، شروع به ناله کرد. شب را در ظلمت و تاریکی به پایان برد. وقتی روشنی در افق نمایان شد، از خوشحالی نماز خواند و این اولین نماز بر روی زمین است.

در حدیث دیگری آمده است: وقتی آن حضرت از بهشت بیرون آمد و بر روی زمین سکونت اختیار کرد، بر اثر سرپیچی از فرمان الهی، تمام بدنش مانند قیر سیاه شد. آدم از این بلا در رنج و عذاب بود. در همین هنگام، جبرئیل بر او نازل شد و از غم و غصه او پرسید: او هم سیاهی بدن را مطرح کرد. جبرئیل از جانب خداوند دستور پنج وقت نماز را آورد و دستور داد که آدم آن را بخواند. وقتی نماز را در پنج وقتش خواند، تمام بدنش به حالت اول برگشته و از سیاهی اثری نماند.

 14.gif    

+ نوشته شده در  ;ساعت ;  توسط محسن;  | 

روزي دانشمندى آزمايش جالبى انجام داد. او يك آكواريوم ساخت و با قرار دادن يک ديوار شيشه‌اى در وسط آكواريوم آن ‌را به دو بخش تقسيم ‌کرد.
در يک بخش، ماهى بزرگى قرار داد و در بخش ديگر ماهى کوچکى که غذاى مورد علاقه ماهى بزرگتر بود.
ماهى کوچک، تنها غذاى ماهى بزرگ بود و دانشمند به او غذاى ديگرى نمى‌داد.
او براى شکار ماهى کوچک، بارها و بارها به سويش حمله برد ولى هر بار با ديوار نامرئي كه وجود داشت برخورد مى‌کرد، همان ديوار شيشه‌اى که او را از غذاى مورد علاقه‌اش جدا مى‌کرد…
پس از مدتى، ماهى بزرگ ازحمله و يورش به ماهى کوچک دست برداشت. او باور کرده بود که رفتن به آن سوى آکواريوم و شکار ماهى کوچک، امرى محال و غير ممکن است!
در پايان، دانشمند شيشه ي وسط آکواريوم را برداشت و راه ماهي بزرگ را باز گذاشت. ولى ديگر هيچگاه ماهى بزرگ به ماهى کوچک حمله نکرد و به آن‌سوى آکواريوم نيز نرفت !!!


میدانید چـــــرا ؟


ديوار شيشه‌اى ديگر وجود نداشت، اما ماهى بزرگ در ذهنش ديوارى ساخته بود که از ديوار واقعى سخت‌تر و بلند‌تر مى‌نمود و آن ديوار، ديوار بلند باور خود بود ! باوري از جنس محدودیت ! باوري به وجود دیواري بلند و غير قابل عبور ! باوري از ناتوانی خويش

  اگر ما در ميان اعتقادات و باورهاى خويش جستجو کنيم، بى‌ترديد ديوارهاى شيشه‌اى بلند و سختى را پيدا خواهيم کرد که نتيجه مشاهدات وتجربيات ماست و خيلى از آن‌ها وجود خارجى نداشته بلکه زائيده باور ما بوده و فقط در ذهن ما جاى دارند.

+ نوشته شده در  ;ساعت ;  توسط محسن;  |